عیدی چی بدیم؟

یکی از رسوم خوبی که از قدیم در ایام عید، خصوصاً عید نوروز متداول بوده، رسم عیدی دادن است. یادم هست که در گذشته بعضی تخم مرغ های رنگی هدیه

تصویر از سایت بیتوته
می دادند و بعضی هم لباس و…، یعنی الزاماً پول عیدی نمی دادند. البته امروزه عیدی دادن ها هم مدرن شده، به جز هدایای لاکچری ـ که الان کاری با آنها نداریم ـ عده ای «دلار» هدیه می دهند برخی هک کارت هدیه های بانکی و…در این زمینه حرف زیاد است ولی در این نوشته فقط به دو نکته اشاره می کنم:

بیشتر بخوانید

می توان جریان ساز شد

جشنواره فیلم عمار از این رویش های مبارک و جریان ساز است. این روزها شاهد اکران های این جشنواره در شهرها و روستاهای مختلف کشور عزیزمان هستیم و استقبال عمومی خوبی را نیز از آن می بینیم. صرف نظر از تمام ویژگی های این جشنواره که بهانه ای شد برای نوشتن این سطور، الگوسازی، استانداردسازی و جریان سازی آن است. آنچه در غالب موارد این جشنواره می بینید تفاوت های زیاد و البته معناداری با جشنواره های داخلی و بین المللی دارد، از نوع فراخوان، موضوعات، اکران اثرها، معیارها و… گرفته تا بخش های ویژه و حتی جوایز آثار برگزیده آن.

بیشتر بخوانید

به بهانه روز دانشجو

تقریباً در تمام برنامه های جشن و بزرگداشتی که برای این مناسبت برگزار می شود و بنده دیده ام، به مطالبات دانشجویان پرداخته می شود، به نمایندگان آنها وقت و تریبون می دهند که هر نظر و نقدی دارند آزادانه مطرح کنند و از همه مسئولین مطالبه کنند. ذات این مسئله درست است و اصلاً یکی از ویژگی های دانشجو، مطالبه گری است. اما همه جا دیده ام دانشجو از همه مطالبه می کند و انتظار دارد همه پاسخگو باشند و به نظرات او اهمیت و ترتیب اثر بدهند، ولی هیچ وقت خودش را نقد نمی کند. بارها دیده ام که بعد از برنامه های روز دانشجو، عده از دانشجویان دنبال مسئولین می افتند که فلان قولی که در مراسم دادید پیگیری کنیم و… ولی واقعاً چقدر به این موضوع فکر کرده اند و فکر کرده ایم که «منِ دانشجو، چه کرده ام؟ چه وظایفی دارم؟ …» 


بیشتر بخوانید

اسارت در استانداردهای بیگانه و تکرار فاجعه آندلس

چند وقتی است به این سؤال فکر می‌کنم و واقعاً به چالشی برای من تبدیل شده، البته جواب‌هایی هم برای آن پیدا کرده‌ام و خدا را شکر از جانب اندیشمندی بزرگ نیز تأییدی برای این چالش ذهنی و راه حلی که به آن معتقدم پیدا کرده‌ام اما برای تبیین مسئله و راهکارها مشکلاتی وجود دارد که باید با آنها به سختی دست و پنجه نرم کرد. شاید این یادداشت بتواند به حل این مسئله کمک کند.

بیشتر بخوانید

اولین اصل کار فرهنگی

اولین اصل کار فرهنگی

#یادداشت_های_فرهنگی

#اولین_اصل_کار_فرهنگی

هر چقدر سواد داشته باشیم، مهارت داشته باشیم و کاربلد باشیم، اما شناخت درستی نسبت به آنچه که موضوع اصلی کار ماست نداشته باشیم، امکان ندارد بتوانیم کار درست و اصولی انجام دهیم.
یک پزشک دائماً با بدن یا جسم انسانها سروکار دارد و یک دامپزشک با بدن یا جسم حیوانات؛ لازمه کار هر یک شناخت خصوصیات و ویژگی های بدن بیمار خود است، برای همین است که پزشک نمی تواند یک اسب را مداوا کند و دامپزشک هم نمی‌تواند انسان را.
مخاطب در کار فرهنگی، "انسان" است پس تا وقتی که شناخت درست و مطابق واقعی از انسان نداشته باشیم، امکان ندارد کار فرهنگی درست و مفیدی انجام دهیم.
جامعه شناسان، مردم‌شناسان و فرهنگ‌شناسان و حتی روان شناسان غربی کم سواد نیستند، برای نظریات خود سال‌ها تحقیق و آزمایش کرده‌اند، اما چرا هر نظریه ای که داده‌اند به نوعی مشکلات فراوان و بعضاً غیرقابل جبرانی برای جامعه انجامیده؟ مهمترین علت این است که آنها شناخت درستی از «انسان» ندارند و تا وقتی این شناخت بدست نیاید، همچنان جوامع مختلف را به ابتذال، حقارت و پستی سوق می‌دهند.
دوستان و فعالان فرهنگی! بیایید در کنار علوم مختلف مدیریت فرهنگی، روی انسان‌شناسی سرمایه ویژه‌ای بگذاریم.
خوشبختانه ما منابع دست اول بی‌نظیری داریم که یا از جانب خداوندی که خالق انسان است وارد شده یا انسان‌های کاملی که با علم بی‌کران خود بهترین و کاملترین شناخت از این موجود پیچیده را دارند تبیین شده؛ برای مطالعه در این زمینه شاید بعد از قرآن و احادیث ائمه اطهار سلام الله علیهم، بهترین آثار، آثار متفکر شهید استاد مرتضی مطهری باشد.

 

با عضویت در کانال سروش «فرهنگ و اندیشه» همراه ما باشید. mobinizadeh_ir@