موضوع انشاء تعطیلات نوروز خود را چگونه گذرانده‌اید؟

اولاً سال نو را به همه تبریک عرض می‌کنم. این موضوع انشاء یکی از نوستالژی‌های بیاد ماندنی برای نسل ما و پدران ما به حساب می‌آید. نمی‌دانم الان هم دانش آموزان انشاء می‌نویسند یا نه، ولی شاید این سؤال اولین جلسه کلاس‌های درسی خیلی‌ها را به خود اختصاص بدهد. علاوه بر دانش آموزان، عموماً کارمندان و سایر اقشار هم وقتی بعد از چند روز تعطیلات همدیگر را ملاقات می‌کنند همین سؤال را از هم می‌پرسند و تقریباً همیشه پاسخ به این سؤال شامل گزارشی از مسافرت‌ها، دید و بازدید‌ها، خریدها و… می‌شود؛ زیرا هدف پرسشگر نیز دانستن همین موارد است. آنچه از نظر فرهنگی برای ما مهم است این نکته است که هدف از پرسش و نیز پاسخ‌های عمدتاً مشابه به این پرسش، نشان دهنده الگوی ذهنی یا پیش‌فرض‌های فکری افراد جامعه است. یعنی عموماً مردم به صورت پیش‌فرض، تعطیلات را فرصتی برای سفر، و استراحت و… تعریف می‌کنند، و حال آنکه می‌توان این الگو را تغییر داد به گونه‌ای که بیانگر سطح بالاتری از فرهنگ عمومی جامعه باشد. امیدوارم روزی برسد که در پاسخ به این سؤال پرتکرار، کنار گزارشی از سفرهای‌مان، گزارشی از کتاب‌هایی که خوانده‌ایم، مطالبی که نوشته‌ایم، آموزش‌هایی که دیده‌ایم، فیلم‌های مناسبی که تماشا کرده‌ایم، کمکی که به ارتقای مهارت‌ها و فرهنگ خانواده‌مان کرده‌ایم نیز ارائه کنیم و به جای تفاخر با سفرهای داخلی و خارجی‌مان و هزین‌هایی که کرده‌‌ایم، به گزارش موارد بالا و امثال آنها افتخار کنیم.

به بهانه روز دانشجو

تقریباً در تمام برنامه های جشن و بزرگداشتی که برای این مناسبت برگزار می شود و بنده دیده ام، به مطالبات دانشجویان پرداخته می شود، به نمایندگان آنها وقت و تریبون می دهند که هر نظر و نقدی دارند آزادانه مطرح کنند و از همه مسئولین مطالبه کنند. ذات این مسئله درست است و اصلاً یکی از ویژگی های دانشجو، مطالبه گری است. اما همه جا دیده ام دانشجو از همه مطالبه می کند و انتظار دارد همه پاسخگو باشند و به نظرات او اهمیت و ترتیب اثر بدهند، ولی هیچ وقت خودش را نقد نمی کند. بارها دیده ام که بعد از برنامه های روز دانشجو، عده از دانشجویان دنبال مسئولین می افتند که فلان قولی که در مراسم دادید پیگیری کنیم و… ولی واقعاً چقدر به این موضوع فکر کرده اند و فکر کرده ایم که «منِ دانشجو، چه کرده ام؟ چه وظایفی دارم؟ …» 


بیشتر بخوانید

اولین اصل کار فرهنگی

اولین اصل کار فرهنگی

#یادداشت_های_فرهنگی

#اولین_اصل_کار_فرهنگی

هر چقدر سواد داشته باشیم، مهارت داشته باشیم و کاربلد باشیم، اما شناخت درستی نسبت به آنچه که موضوع اصلی کار ماست نداشته باشیم، امکان ندارد بتوانیم کار درست و اصولی انجام دهیم.
یک پزشک دائماً با بدن یا جسم انسانها سروکار دارد و یک دامپزشک با بدن یا جسم حیوانات؛ لازمه کار هر یک شناخت خصوصیات و ویژگی های بدن بیمار خود است، برای همین است که پزشک نمی تواند یک اسب را مداوا کند و دامپزشک هم نمی‌تواند انسان را.
مخاطب در کار فرهنگی، "انسان" است پس تا وقتی که شناخت درست و مطابق واقعی از انسان نداشته باشیم، امکان ندارد کار فرهنگی درست و مفیدی انجام دهیم.
جامعه شناسان، مردم‌شناسان و فرهنگ‌شناسان و حتی روان شناسان غربی کم سواد نیستند، برای نظریات خود سال‌ها تحقیق و آزمایش کرده‌اند، اما چرا هر نظریه ای که داده‌اند به نوعی مشکلات فراوان و بعضاً غیرقابل جبرانی برای جامعه انجامیده؟ مهمترین علت این است که آنها شناخت درستی از «انسان» ندارند و تا وقتی این شناخت بدست نیاید، همچنان جوامع مختلف را به ابتذال، حقارت و پستی سوق می‌دهند.
دوستان و فعالان فرهنگی! بیایید در کنار علوم مختلف مدیریت فرهنگی، روی انسان‌شناسی سرمایه ویژه‌ای بگذاریم.
خوشبختانه ما منابع دست اول بی‌نظیری داریم که یا از جانب خداوندی که خالق انسان است وارد شده یا انسان‌های کاملی که با علم بی‌کران خود بهترین و کاملترین شناخت از این موجود پیچیده را دارند تبیین شده؛ برای مطالعه در این زمینه شاید بعد از قرآن و احادیث ائمه اطهار سلام الله علیهم، بهترین آثار، آثار متفکر شهید استاد مرتضی مطهری باشد.

 

با عضویت در کانال سروش «فرهنگ و اندیشه» همراه ما باشید. mobinizadeh_ir@

تخت مرگبار

چند وقتی بود در بخش مراقبت‌های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می‌سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می‌دانستند. کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می‌میرد. به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین‌المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت‌ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده بودند و …
دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که «پوکی جانسون» نظافتچی پاره‌وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات (Life support system) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!
آموزش کارکنان خود را جدی بگیرید.
با تشکر از سایت راهکار مدیریت

یک راه ساده ۱

آشنایی و سپس تسلط بر دانش ها و مهارت های مورد نیاز هر حرفه ای از اساسی ترین نیازهای متولی یا متصدی آن حرفه است. هر چه این تسلط بیشتر باشد، میزان کارآیی فرد در آن حرفه بیشتر می شود و در عین حال زمان کمتری را صرف کارهایش می کند یعنی در زمان کمتر، کار بیشتر و مفیدتر و بی نقص تری انجام می دهد.

بیشتر بخوانید