ای که دستت می رسد …

در یکی از کلاس های این ترم درس فعالیت های فرهنگی را تدریس می کنم. در اولین جلسه موضوع فعالیت عملی دانشجویان را «اجرای یک فعالیت فرهنگی در محل کار، خانواده و…» قرار دادم. هر کدام از دانشجویان فعالیتی را پیشنهاد دادند و هر هفته هم گزارش فعالیت خود را مطرخح می کنند و راهنمایی لازم را می گیرند. بعضی خانواده خود را محور کار فرهنگی شان انتخاب کرده اند و بعضی محل کار، برخی بلوک آپارتمان محل سکونت شان را و بعضی یک محله را. الان بعد از حدود هشت جلسه اتفاقات خوبی را در سطح خانواده ها، محل کارها و محله ها شاهد هستیم. فعالیت های فرهنگی جهت دار، برنامه ریزی شده و مبتنی بر آموخته های علمی دانشجویان در جریان است. مهمتر اینکه بعد از چند ترم و کلی واحد پاس کردن، بچه های کلاس آموخته هایشان را در عمل پیاده می کنند و طعم خوش کار فرهنگی کردن را می چشند و از آن لذت می برند. باید باشید و ببینید چطور از موفقیت هایشان تعریف می کنند و چطور نکات راهنمایی و مشاوره ای را یادداشت می کنند. 

ای کاش:

روزی همه درسهایی که بر عهده دارم را بتوانم با همین شیوه ارائه کنم و ای کاش روزی محور آموزش های آموزش و پرورش و دانشگاه ها پرورش مهارت ها و توانایی ها باشد.

و ای کاش:

هر کدام از ما یک کار فرهنگی در محل کارمان، محل سکونتمان، خانواده مان و محلمان شروع کنیم. این یعنی آتش به اختیار کار فرهنگی کردن. البته باید یک کارشناس هم کنارمان باشد تا ما را راهنمایی کند. آن وقت می بینیم چقدر کیفیت زندگی مان بهتر می شود و چقدر بیشتر از زندگی لذت می بریم.

 

به امید آن روز …

سه دقیقه در قیامت

امروز هم یک کتاب خوب دیگر را معرفی می کنم. کتاب «سه دقیقه در قیامت» کتاب کوچک و ارزشمندی است که ارزش خواندن و دقت در مطالعه را دارد. این کتاب

سه دقیقه در قیامت
سه دقیقه در قیامت[/caption] مربوط به تجربه پس از مرگ یکی از رزمندگان عزیز و مدافعان حرم است که در حسرت شهادت ایام را می گذراند. کتاب مذکور از انتشارات «شهید ابراهیم هادی» است و در قطع پالتویی منتشر شده است. این کتاب دارای فرازهایی جالب و قابل تامل است که بر اخلاق و سبک زندگی آدمی تأثیر فراوانی می گذارد.

امیدوارم از مطالعه آن لذت ببرید.