اخلاق

۱- اخلاص یعنی خالص کردن عمل از هرگونه آلودگی، هم در خود عمل و هم در انگیزه و

نیت عمل. همچنین اخلاص را، پالایش عمل از هرگونه آمیختگی تعریف کرده اند.

۲- مراحل اخلاص عبارتست از:

الف) اخلاص در نیت: یعنی عمل را کاملاً برای خدا انجام دهیم. حتی برای بهشت و جهنم هم نباشد، فقط برای خود خدا باشد.

ب) اخلاص در عمل: یعنی در حین انجام دادن عمل نیز اخلاص داشته باشیم و تمام عمل برای رضای خدا باشد.

ج) تصفیه دل: دل از هر چیزی غیر از خدا پاک شود.

۳- نکات مهمی در باب اخلاص و نکوهش ریا:

الف) شیطان، به عزت خداوند متعال قسم یاد کرده که تمام بندگان خدا را گمراه کند، مگر کسانی که از مخلصین هستند.

ب) امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: کمترین مرتبه اخلاص آنست که به قدر استطاعت در مقام اطاعت و عبادت کوشش کند و برای عمل خود از پروردگار توقع اجر و پاداش نداشته باشد.

ج) حذیفه از پیامبر گرامی اسلام (صل الله علیه و آله و سلم) پرسید: اخلاص چیست؟ حضرت فرمود: من از جبرئیل پرسیدم اخلاص چیست؟ او گفت: حق تعالی فرمود: اخلاص یکی از اسرار من است که آنرا در قلب بنده ای که دوستش دارم می گذارم.

د) امام علی (علیه السلام) فرمودند: از عمل تو چیزی قبول نمی شود مگر آنچه در آن اخلاص داشته ای.

ه) امام علی (علیه السلام) فرمودند: بدانید که ریا کاری هرچند اندک، شرک است. (در این زمینه و اثبات اینکه ریا، شرک است مطلب مفصلی وجود دارد که الان فرصت بیان ان نیست. ولی علاقمندان می توانند به کتاب لؤلؤ و مرجان مرحوم محدث نوری مراجعه کنند)

۴- درمان ریا و کسب اخلاص نیز از راه های زیر ممکن است:

الف) تقویت توحید: یعنی بداند که هیچ مؤثری در وجود به غیر از خدا نیست. یعنی همه چیز در دست خداست.

ب) مطالعه و تفکر در مورد یگانگی مطلق خداوند عزیز

ج) توجه به عجز و ناتوانی مخلوقات

د) تفویض و توکل بر خدا

ه) توجه به زوال و آفات امور دنیوی و بیرون کردن محبت دنیا و متعلقات آن

و) مبارزه با حب نفس (خود دوستی)

ز) توجه به اینکه ریا، عمل و عبادت را بی اثر می کند.

ح) اخفای عمل در حد ممکن، بخصوص در مستحبات (واجبات به دلیل تبلیغ، بهتر است علنی باشد)

در مورد اخلاص و پرهیز از ریا مباحث مفصلی وجود دارد، در اینجا به یک روایت قابل تأمل اشاره می نمائیم:

مفضل بن عمر به اصحابش وصیت کرد: مال مردم را بوسیله آل محمد (ص) مخورید؛ زیرا من از امام صادق (ع) شنیدم که فرمودند:

مردم درباره ما به سه دسته تقسیم می شوند:

فرقه ای ما را به انتظار قائم ما، دوست داشتند به دنیای ما برسند (غرضشان از محبت ما،خوشگذرانی و سلطنت ماست) پس اظهار محبت و تشیع کردند و سخنان ما را حفظ کردند و لکن در افعال ما کوتاهی کردند؛ پس خداوند ایشان را به سوی دوزخ ببرد.

فرقه ای ما را دوست داشتند و سخنان ما را شنیدند و در کردار ما کوتاهی نکردند به جهت اینکه به سبب ما، اموال مردم را بخورند؛ پس خداوند متعال شکم های ایشان را از آتش جهنم پر کند و بر ایشان تشنگی و گرسنگی را مسلط کند.

فرقه ای ما را دوست داشتند و کلمات ما را حفظ کردند و فرمان ما را اطاعت کردند و افعال ما را مخالفت نکردند، پس این گروه از مایند و ما از ایشان هستیم.

کتاب لؤلؤ و مرجان ص ۴۹ به نقل از تحف العقول

البته این تقریبا ترجمه ای آزاد از متن است (قریب به مضمون روایت) و علاقمندان برای دستیابی به اصل روایت می توانند به اسناد مذکور مراجعه کنند.

************************

از آن جهت که یکی از مباحث مهمی که در کلاس مداحی ما انجام می شود، بحث اخلاق مداحی است، فصد داریم از این هفته، یکشنبه ها مباحث اخلاقی مطرح شده در کلاس را در این وبلاگ هم قرار دهیم.

 

یکی از بیماری های مهلک اخلاقی، بیماری حسد است. در زیر با این بیماری و درمان آن آشنا می شویم:

تعریف:

«الحسد تمنى زوال نعمه من مستحق لها»

 حسادت در قرآن:

۱-     نخستین اختلاف، تجاوز و قتلی که در جهان واقع شد و خونی که ریخته شد، بر اثر انگیزه حسادت بود (هابیل و قتل هابیل)

۲-     یکی از اسباب عداوت سرسخت‌ترین دشمنان اسلام همان حسادت بوده است؛ حسادتی که مانع از پذیرش دین مقدس اسلام گردید.

۳-     و من شرّ حاسدٍ اذا حسد (آنقدر این صفت رذیله بد و خطرناک است که در سوره فلق می فرماید ای پیامبر! بگو به پروردگار پناه می برم از آدم حسود وقتی که حسادت می ورزد)

 حسادت در روایات:

۱-     پیغمبر(ص): «حسد، اعمال حسنه را می‌خورد، همچنانکه آتش هیزم را می‌خورد.»

۲-     ابن بصیر از امام صادق(ع) نقل می‌کند که فرمودند: ریشه‌های کفر سه چیز است: حرص، تکبر، حسد

۳-     حضرت علی(ع) می‌فرماید: «حسود در بدحالی­ها، خوشحال  و در خوشحالی­ها، بدحال است.»

۴-     امام صادق (ع): افراد با ایمان غبطه می‏خورند ولی حسد نمی‏ورزند ، ولی منافق حسد می‏ورزد و غبطه نمی‏خورد.

۵-     امام صادق (ع): از حسادت کردن به یکدیگر بپرهیزید؛ زیرا کفر ریشه‌اش حسادت است.

 علل و ریشه های حسادت:

۱-     عداوت و دشمنی: به این معنی که انسان وقتی با کسی دشمن شد هیچ چیزی را برای او نمی‌خواهد و متنعم بودنش را دوست ندارد.

۲-     تکبّر: کبر و خودخواهی شخص را وادار می‌کند که نتواند دیگری را دارای نعمت ببیند و لذا آرزوی زوال آن را می‌کند.

۳-     تعجب و استبعاد: این وقتی است که محسود در نظر حاسد حقیر، پست و در نعمت عظیم باشد، پس تعجب می‌‌کند که مثل آن شخص به چنین نعمتی رسید و به این سبب به او حسد می‌ورزد و زوال آن نعمت را می‌خواهد.

۴-     ترس از نرسیدن به مقصود: حسود می­ترسد که محسود با نعمتی که بدست آورده بتواند مانع منافع او شده و او را از رسیدن به مقصود بازدارد. لذا حسادت او برانگیخته می‌شود و آرزو و تمنا می‌کند تا آن نعمت از او سلب شود.

۵-     حب ریاست: چون ریاست معمولاً مبتنی بر این است که رئیس نعمتی داشته باشد که دیگران از او محروم باشند، لذا شخص ریاست طلب وقتی ببیند دیگران به نعمتی شبیه آنچه او دارد دست یافته‌اند، حسد می‌ورزد.

۶-     خباثت درونی و بخل ذاتی نسبت به بندگان خدا: برخی بدلیل داشتن خباثت نفسانی از گرفتاری دیگران شاد و از متنعم بودن آنها در عذابند، لذا از شنیدن وصف گرفتاری دیگران شاد می‌شوند و از مشاهده انتظام امور بندگان خدا رنج می‌برند.

 علائم حسود:

۱-     در حضور او تملق و چاپلوسی می‌کند.         

۲-     زمانی که طرفش نیست غیبتش را می‌کند.

۳-     در وقت گرفتاری و ناراحتی شماتت و سرزنش می‌کند

۴-     حسود در ستودن دارندگان فضیلت کوتاهی می‌کند.

 مراتب حسود:

۱-     اینکه طبعاً بدخواه دیگران باشد ولی خودش از این حال ناراحت و عقلاً از این میل قلبی متنفر باشد و به همین خاطر بر نفس خود غضبناک بوده و در فکر چاره‌ای برای رفع آن باشد

۲-     اینکه این میل قلبی را دوست داشته و در ناگواریهای محسود به وسیله قول یا فعلی شادمانی خود را اظهار کند.

۳-     حالتی میانه دو حالت قبلی یعنی اینکه در قلب حسد بورزد و از حسد خود به هیچ وجه ناراحت نباشد و در صدد رفع آن برنیاید ولی ظاهر خود را از اطاعت حسد و انجام مقتضیات آن حفظ کند.

 آثار و تبعات حسادت:

۱-     زائل کننده ایمان و از بین برنده دین است، عمل‌های خیر و کارهای ثواب انسان را از میان می‌برد.

۲-     انسان را به انجام عمل بد و گناه می‌کشاند.

۳-     حسود هرگز به مراد دل نمی‌رسد و در پیروزی بر دشمن یاری نمی‌شود. «الحسود غیر منصور»

۴-     حسود از زندگی لذت نمی‌برد و دارای غم و اندوه است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کمترین مردم از حیث لذت، حسودان هستند.»

 درمان حسادت:

۱-     راه علمی:

a.       علاج این  مرض این است که حسود بداند، حسد خسران دنیا و آخرت را برایش به ارمغان می‌آورد، (زیرا حسد در واقع عبارت است از خشم بر قضای الهی و ناخوش داشتن نعمت او و بیزاری از عدل او که با حکمت خفیّه خود در ملکش اقامه نموده است و این جنایتی بزرگ است که در مقابل پروردگار عادل و حکیم مرتکب شده است).

b.      از طرف دیگر بداند که با حسد از گروه اولیای خدا خارج شده و با شیطان و کفار هم مسلک گشته است

۲-     راه عملی:

a.       علاج عملی حسد آن است که حسد و تمام اقوال و افعالی را که حسد اقتضاء می‌کند، محکوم کند و خود را به انجام نقیض آنها مکلف نماید. در نیتجه چنین رفتاری محسود به او محبت پیدا می‌کند و در اثر محبت او شخص حسود محبت پیدا می‌کند و بین آنها دوستی و موافقت ایجاد می‌شود.

b.      راضی به رضای حق بودن و تسلیم در برابر اراده او شدن و قانع به زندگی خویش گشتن بودن، در حدیثی از امیرمؤمنان می‏خوانیم:«من رضی بحاله لم یعتوره الحسد; کسی که به آن چه دارد راضی باشد حسد دامان او را نمی‏گیرد»

 منابع:

مطالب این پست، بیشتر از سایت پژوهشگاه باقرالعلوم (ع) اخذ شده و نیز چند سایت دیگر که نشانی آنها را به خاطر ندارم.

 

 

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *