فقط اندازه اعتماد به یک پزشک عمومی!

شاید نتوانیم کسی را پیدا کرد که وقتی به پزشک مراجعه می کند، از دکتر بپرسد: چرا باید این دارو را بخورم؟ شما گفتید این دارو را هر ۱۲ ساعت بخورم ولی من می خواهم هر ۸ ساعت بخورم! یا اینکه چرا باید این دارو را قبل از غذا بخورم؟ چرا نسخه را انگلیسی می نویسید؟

اما همین افراد وقتی با خدا روبرو می شوند شروع به سوال و اعلام نظر و … می کنند: چرا باید نماز بخوانم؟ چرا دو رکعت؟ اگر قرآن و نماز را باید عربی بخوانم؟ و…

من فکر می کنم دلیل این همه چون و چرا در کار خدا و اولیای دین این است که به اندازه ای که به آن پزشک عمومی اعتقاد و اعتماد و ایمان داریم به خدا اعتقاد و ایمان نداریم. باور نداریم که او همه چیز را می داند، حکیم است، خیر و خوبی تمام را برای بندگانش می خواهد و از هر کسی به انسان ها داناتر و مهربانتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *