راز استقبال از شرکت های هرمی

بهانه نوشتن این یادداشت، مستندی بود که دیشب از شبکه یک سیما در مورد شبکه های هرمی پخش شد. هنوز هم شرکت ها و مجموعه هایی وجود دارند که با روش هرمی کار می کنند. در این مستند مثل بسیاری از مستندها و گزارش های دیگری که در این موضوع کار می شود به بیان آسیب های حقوقی و فقهی این شرکت ها و کلاه برداری ها و… پرداخته شد و نظر برخی از کارشناسان و مردم عامه نیز پخش شد. اما آنچه در این یادداشت مورد نظر نگارنده است، آسیب شناسی فرهنگی و اجتماعی این پدیده است و جوابی به این پرسش که: «چرا مردم تا این حد به عضویت و فعالیت در این گونه کسب و کارها علاقه دارند؟» ولی باز هم تأکید می کنم که نمی خواهم به عوامل اقتصادی و … بپردازم بلکه قصد دارم پاسخ این سؤال را از منظر فرهنگی و جامعه شناختی بیان کنم. 

بهتر است از اینجا شروع کنیم،اساس فعالیت شرکت های هرمی یا بازاریابی شبکه ای بر اضافه کردن مشتری توسط مشتری است و به ازای معرفی هر مشتری به شبکه پورسانتی به فرد معرف به طور شبکه ای پرداخت می شود. آنچه اتفاق می افتد این است که فرد برای یک بار کالایی را خرید می کند و از این به بعد به بازاریابی یا جذب مشتری برای شرکت می پردازد و به مشتری های جذب شده نیز همین فرایند را آموزش می دهد بنابراین پس از مدت بسیار کمی خود به خود زیرمجموعه ای برای خود پدید می آورد و از این به بعد تا زمانی که مشتری وجود دارد و فروش کالایی صورت می گیرد، به او هم پورسانت تعلق می گیرد. نکته ای که باعث جذابیت عضویت و فعالیت در این شرکت ها می شود همین جاست، فرد مدت زمان بسیار کمی صرف می کند که چند مشتری پیدا کند، زیرمجموعه بسازد و از آن به بعد خود به خود پول به حسابش واریز شود. انصافاً جذابیت زیادی هم دارد که آدم زندگی روزمره خود را داشته باشد و هر روز چندین پیامک واریز وجه به کارت دریافت کند. اما آنچه مورد نظر ماست پرداختن به این موضوع است که چه عامل فرهنگی و اجتماعی باعث انتخاب این جذابیت می شود؟ در حالیکه بسیاری از افراد به خطرات احتمالی و اشکالات آن آگاه هستند. 

دلیل را باید در «راحت طلبی» و «منفعت طلبی» افراد جستجو کرد. «فقدان روحیه تلاش برای رسیدن به خواسته ها» و «عدم تمایل به تولید» نیز از عوامل فرهنگی دیگر است. افرادی برای این گونه کارها سر و دست می شکنند که می خواهند در مدت زمان کم و بدون تلاش و کوشش و فعالیت به ثروت زیاد برسند. این عوامل دقیقاً همان مفاهیمی است که هم در ذات انسان وجود دارد و هم پیام های بازرگانی و بسیاری از رسانه های جمعی به مردم می آموزد. در یادداشت دیگر راجع به آسیب های پیام های بازرگانی مواردی را بیان کرده بودم که اتفاقاً به همین نکته مربوط است. وقتی در پیام های بازرگانی دائماً تأکید می شود که با خرید یک محصول و یا شرکت در یک قرعه کشی صاحب خانه و ماشین و ثروت و… شوید، بسیار طبیعی است که نگرش مردم نسبت به استانداردهای زندگی و همینطور نحوه رسیدن به خواسته ها و آرزوها تغییر می کند. 

متولیان اقتصادی و فرهنگی کشور باید از این آسیب ها جلوگیری کنند و روحیه تولید کننده بودن، مفید بودن، مؤثر بودن، سود کردن در سایه سود رساندن به دیگران، تعاون و… را در مردم احیا کنند. روحیه و فرهنگ تجمل گرایی، تنبلی و مصرف گرایی را تبدیل به فرهنگ تولید، فعالیت و تلاش کنند. بی شک آنچه آینده این جامعه و کشور را تضمین می کند تربیت انسان هایی مولد و کوشا است.

پیشنهاد مطالعه: آسیب شناسی پیام های بازرگانی

 

ظهور دوباره شرکت های هرمی با مجوز موسسه بازاریابی شبکه ای!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *