به بهانه روز دانشجو

تقریباً در تمام برنامه های جشن و بزرگداشتی که برای این مناسبت برگزار می شود و بنده دیده ام، به مطالبات دانشجویان پرداخته می شود، به نمایندگان آنها وقت و تریبون می دهند که هر نظر و نقدی دارند آزادانه مطرح کنند و از همه مسئولین مطالبه کنند. ذات این مسئله درست است و اصلاً یکی از ویژگی های دانشجو، مطالبه گری است. اما همه جا دیده ام دانشجو از همه مطالبه می کند و انتظار دارد همه پاسخگو باشند و به نظرات او اهمیت و ترتیب اثر بدهند، ولی هیچ وقت خودش را نقد نمی کند. بارها دیده ام که بعد از برنامه های روز دانشجو، عده از دانشجویان دنبال مسئولین می افتند که فلان قولی که در مراسم دادید پیگیری کنیم و… ولی واقعاً چقدر به این موضوع فکر کرده اند و فکر کرده ایم که «منِ دانشجو، چه کرده ام؟ چه وظایفی دارم؟ …» 


باز هم ۱۶ آذر و بزرگداشت روز دانشجو و تمرکز حواس جمع زیادی از دانشگاهیان به مسائل دانجشویان. البته ۳ روز دیرتر این مطلب را می نویسم ولی گفتنش و خواندنش خالی از لطف نیست. امروز که در حال نگارش این چند خط هستم حدودآ ۱۲ جشن روز دانشجو را در دانشگاه ها دیده ام و اخبار و حواشی آن ها را ملاحظه کرده ام. امروز این نکته برایم تبدیل به یک علامت سؤال شده که می خواهم با شما در میان بگذارم. 

تقریباً در تمام برنامه های جشن و بزرگداشتی که برای این مناسبت برگزار می شود و بنده دیده ام، به مطالبات دانشجویان پرداخته می شود، به نمایندگان آنها وقت و تریبون می دهند که هر نظر و نقدی دارند آزادانه مطرح کنند و از همه مسئولین مطالبه کنند. ذات این مسئله درست است و اصلاً یکی از ویژگی های دانشجو، مطالبه گری است. اما همه جا دیده ام دانشجو از همه مطالبه می کند و انتظار دارد همه پاسخگو باشند و به نظرات او اهمیت و ترتیب اثر بدهند، ولی هیچ وقت خودش را نقد نمی کند. بارها دیده ام که بعد از برنامه های روز دانشجو، عده از دانشجویان دنبال مسئولین می افتند که فلان قولی که در مراسم دادید پیگیری کنیم و… ولی واقعاً چقدر به این موضوع فکر کرده اند و فکر کرده ایم که «منِ دانشجو، چه کرده ام؟ چه وظایفی دارم؟ …» 

فکر می کنم اگر گاه گاهی به عنوان یک دانشجو از خودمان سوال کنیم، خودمان را نقد کنیم و ببینیم چقدر برایمان هزینه می شود و از بازدهی خودمان در جامعه سراغ بگیریم، خیلی از مشکلات حل می شود. باید بپذیریم که خیلی زشت است که دانشجو، غلط املایی دارد، نوشتن را بلد نیست، حرف زدن را نمی داند، نقد کردن را یاد نگرفته و…

از خودمان بپرسیم: میزان مطالعه آزاد و غیر درسی مان چقدر است؟

چقدر پیش مطالعه قبل از ورود به هر کلاس داریم؟

چند مقاله نوشته ایم؟

چند طرح علمی، فرهنگی و اجتماعی ارائه کرده ایم؟

چند مشکل از جامعه خودمان (خانواده، دوستان، هم خوابگاهی ها، دانشکده و دانشگاه) حل کرده ایم یا لااقل برای حل آنها قدمی برداشته ایم؟

مشکلات اقتصادی و … زیاد هست (متأسفانه) اما من دانشجو برای حل این مشکلات چه کرده ام؟ چقدر مشکلات را ریشه یابی کرده ام؟ چقدر راهکار داده ام؟ حداقل برای تخفیف مشکلات چه کار کرده ام؟

اگر باور داریم که دانشگاه مبدأ تحولات در جامعه است، مهمترین عنصر دانشگاه، «دانشجو» است؛ پس تحول در جامعه باید از تحول در دانشجویی دانشجویان مان شروع شود. 

دوست دانشجوی من! مطالبات رهبر فرزانه انقلاب در طی این سال ها را مطالعه کنیم و سعی کنیم دانشجویی در طراز جمهوری اسلامی ایران باشیم. 

روزتان مبارک و سربلند و پیروز باشید.

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *