ای که دستت می رسد …

در یکی از کلاس های این ترم درس فعالیت های فرهنگی را تدریس می کنم. در اولین جلسه موضوع فعالیت عملی دانشجویان را «اجرای یک فعالیت فرهنگی در محل کار، خانواده و…» قرار دادم. هر کدام از دانشجویان فعالیتی را پیشنهاد دادند و هر هفته هم گزارش فعالیت خود را مطرخح می کنند و راهنمایی لازم را می گیرند. بعضی خانواده خود را محور کار فرهنگی شان انتخاب کرده اند و بعضی محل کار، برخی بلوک آپارتمان محل سکونت شان را و بعضی یک محله را. الان بعد از حدود هشت جلسه اتفاقات خوبی را در سطح خانواده ها، محل کارها و محله ها شاهد هستیم. فعالیت های فرهنگی جهت دار، برنامه ریزی شده و مبتنی بر آموخته های علمی دانشجویان در جریان است. مهمتر اینکه بعد از چند ترم و کلی واحد پاس کردن، بچه های کلاس آموخته هایشان را در عمل پیاده می کنند و طعم خوش کار فرهنگی کردن را می چشند و از آن لذت می برند. باید باشید و ببینید چطور از موفقیت هایشان تعریف می کنند و چطور نکات راهنمایی و مشاوره ای را یادداشت می کنند. 

ای کاش:

روزی همه درسهایی که بر عهده دارم را بتوانم با همین شیوه ارائه کنم و ای کاش روزی محور آموزش های آموزش و پرورش و دانشگاه ها پرورش مهارت ها و توانایی ها باشد.

و ای کاش:

هر کدام از ما یک کار فرهنگی در محل کارمان، محل سکونتمان، خانواده مان و محلمان شروع کنیم. این یعنی آتش به اختیار کار فرهنگی کردن. البته باید یک کارشناس هم کنارمان باشد تا ما را راهنمایی کند. آن وقت می بینیم چقدر کیفیت زندگی مان بهتر می شود و چقدر بیشتر از زندگی لذت می بریم.

 

به امید آن روز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *